نه فكرهاي بد در اين خصوص نكنيد با توجه به تمهيدات و اقدامات فوق مدرن نمي توانند آقايون به داخل اين پارك ها سرك بكشن و يا دزدكي نگاه كنند از اين بابت خيال همه راحت باشه.منم به عنوان يك رسانه اي ميگم به اين آقايون : خوش بگذره.
سرانجام انتخابات مجلس هشتم نيز با تمامي حواشي و اتفاقاتش به پايان رسيد و براي 4 سال مشخص شد كه مردم شركت كرده در انتخابات به اصولگرايان كه اين بار اتحادي مناسب داشتند اعتماد كرده اند وبا تغييراتي چهره مجلس هشتم را براي همراهي دولت و ساير نهادها مشخص كردند.
سرانجام اين سال پر از پيچ و خم از همه لحاظ به انتها رسيد و مثل هميشه و مانند باورهاي ما ايرانيان بايد رختي نو بر تن كنيم و با خانه تكاني خود تمامي مشكلات خود و جامعه را با همت خود حل كنيم . به نظر بايد سال آينده با تلاش مضاعف ، خود و ديگران را با هم ببينيم و بدون حذف عقايد ديگران با جمع آوري ان ايراني آباد و توسعه يافته را بسازيم . به نظر فقط بايد خودمان خودمان را درست كنيم و نيازي نيست كه كسي از آسمان بيايد به ما كمك كند چون خودمان بهتر از همه مي فهميم چه بر سرمان آمده است و راه حل هم در كنار خودمان و در كوچه و محله هاي خودمان است.
سال خوب و پر نشاطي را در صحت سلامتي براي همه ايرانيان آروز دارم.
در اين هياهوي شب عيد تا چند روز ديگر قراره مردم توي يك كنكور انتخابي بكنند كه خيلي هاشون فكر مي كنند نماينده هاي خودشون نمي تونند راي بيارن و يا عده زيادي ديگر فكر مي كنن فقط حرف و ليست انها پيروز هميشگي انتخابات است و يا اينكه عده اي هم نمي خواهند شركت كنند چرا كه نماينده هاي اونارو اصلا توي اين كنكور راه ندادن .
بيشتر كارمندان دولت و مردم حقوق بگير از شب عيد و به دنبال آن خريد هاي نوروزي وحشت دارند چراكه اولش خيلي خوشحال به دريافتي هاي فوق العاده زياد خود هستند و بي پروا به عيال جان ميگن هرچي مي خواي امسال بخر اما بعد كه بازار مي رن و مي بينند اين موضوع مثل پروژه آزاد راه تهران شمال يعني هرچي بيشتر در مي آري از اون طرف اين كاسب هاي ..... اجناسشون را گران مي كنند طولاني است تازه ميفهمن كه مورچه اي در اين بازار نيستند.
مدتي است به دليل مشغول شدن در روزنامه اي به نام "اقتصاد روز" دچار بيماري تمامي دبيران و سردبيران رسانه ها شدم و واقعا تمامي وقتم مختص اطلاع رساني شده اما اميد دارم با سپري شدن مشكلات آغازين هر روزنامه اي وقتي هم براي خودم پيدا كنم تا اتفاقاتي را كه دوست دارم ساده از دلم بيان كنم به راحتي بنويسم.
فردا روزي است كه پدران و مادران و برادران ما 29 سال پيش پس از يك دوره سختي و رنج و يا به قول خودموني گيجي در عرصه زندگي توانستند سلطنت را از ريشه از بين ببرند و با اميد به آينده تحولي عظيم در عرصه حكومتي بجود اورند.اما نكته اي كه اكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته اهداف عالي آن زمان يعني دموكراسي اسلامي و نداشته علاقه هاي عرفي سياسي به پست ها و مناصب.
در اين چند سال گذشته شاهديم كه احزاب و گروهها و افراد پس از موفقيت و يا ناكامي در انتخابات ،هدف اصلي كه پايداري نظام و اقتدار كشور است را به فراموشي سپرده و به جاي فكر كردن به خدمت بيشتر به فكر قدرت و تصاحب پست ها و شغل ها هستند .
بطور حتم كساني كه اين انقلاب را پيش كش نسل هاي آينده كرده اند هرگزنمي خواسته اند زير چتر اين نظام گروه ها و رانت هايي ايجاد شود كه اصليت نظام و شعاراستقلال آزادي جمهوري اسلامي را به فراموشي بسپارند .
اينك كه نزديك انتخابات مي شويم به نظر مي رسد هر كس به نوعي مي خواهد خود را به گروه خودي نزديك كند اما به نظرم افرادي كه شيفته قدرت و انحصارند هيچ زمان نمي توانند خودي باشند و اميد واريم كه شوراي نگهبان كاري كند كه خودي هاي واقعي به ليست آخر راه پيدا كنند.
امروز به اين دليل كه چربي خون بالايي دارم به يكي از مراكز دولتي درماني رفتم ولي به دليل اينكه صبح خيلي زود از خواب بيدار شده بودم خيلي سر حال نبودم اما پس از مدتي ،صحبت هاي بيماران در نوبت مرا به وجد آورد ( به نظرم ما كه endخبريم توي اين محافل كم مي آوريم).
پيرمردي كه با 35 سال تلاش در يكي از ارگانها بازنشته بود رو به من كرد گفت اگر مي خواهي براي كسي از اين به بعد جوون دعاكني بگو "پس از بازنشستگي ات خداكنه سريع فوت كني" .
نفر بغلي كه جوان تر بود رو به پيرمرد كرد و گفت اگر يكي دوسال مانده هم بري بهتره چون تو مجلس ختمت همكارانت هم مي آيند و مجلس پر رونقي مي شه.
خلاصه هر كسي يك طوري دعاي پيرمرد و تفسير مي كرد .من هم كه حس رسانه اي بودنم گل كرده بود نمي دونستم چطوري جو را عوض كنم برگشتم گفتم الان كه همه چيز خوب شده به بازنشستگان خوب مي رسند مثل كارت منزلت و كارت مترو و.... وهزار تا تسهيلات ديگر كه يك دفعه همه به من حمله ور شدند گفتند اين موارد فقط جنبه تبليغاتي داره ما كه پا نداريم سوار اتوبوس و مترو بشيم اول مارا درمان كنند و خرجي مارا بدهند كه جلوي نوه ها و بچه ها و عروس و دامادهايمان خجالت زده نشيم بعد اين كار ها را براي انتخاب شدن خودشان بكنند.
يكي كه به نظر كمتر عصباني شده بود به سمت من آمد و با چهره اي متعجب گفت شغلت چيه .گفتم خبرنگار گفت زياد ادامه نده چون همه اينهايي كه گفتي براي ما دردي را دوا نمي كنه اگر هم ادامه بدي فكر مي كنند براي انتخابات اومدي تبليغ يك گروه خاصي را بكني آزمايش و بده برو كه مردم اين جا همه عصبي هستند و بفهمند شغلت چيه كاري دستت ميدن كه بايد براي گچ گرفتگي شكستگي هات هم بري توي صف نوبت!!!!!.
پس از دادن نمونه ازمايش با خودم فكر كردم كه بالاخره چه زماني عدالت اجتماعي محقق مي شود؟
در اين چند روز اخير مردم كشور پس از سال ها همراه با آغاز فصل زمستان برف و سردي را به خوبي ديدند و احساس كردند اما نكته جالب و قابل توجه براي اين برف زمان بارش ان در گرماي انتخاباتي بهارستان هشتم بود چرا كه گروههاي مختلف و مسئولان رده بالاي انها كه هريك در جايي صاحب شغل و مقامي هستند با تلاش خود در جهت روان سازي فعاليت هاي مردم ، آن را به عنوان شاخص گزينشي انتخاب مردم معرفي كردند و هريك به نوعي از اين بارش سنگين و برودت هوا در جهت تبليغات انتخاباتي خود استفاده كردند .
يكي از موهيت هاي شعل خبرنگاري و به قولي اهل قلم بودن هديه لوازم التحرير به صورت هاي مختلف است به ويژه خودكار و متعلقات ان اما با توجه به اينكه مشغله هايم اين چند وقته زياد شده براي كاري اداري نياز به خودكار پيدا كردم اما هرچه كيف همراه و داخل ماشينم را گشتم از ان هداياي تبليغاتي خبري نبود به ناچار چون كار واجبي داشتم و حتما خارج از ان محل مورد نظر چيزي را بايدمي نوشتم مجبور شدم به دنبال بقالي بگردم تا خودكاري از ان بخرم.
با عزمي راسخ وارد مغازه شدم و با لبخند تقاضاي خود كار كردم اما چون مدتي بود اين جور وسايل را نخريده بودم با شنيدن قيمت 150تومان جا خوردم و خود اين موضوع يعني تغيير چهره و صداي لرزانم به نظرم براي صاحب مغازه و دوستانش كه يواشكي پشت يكي از يخچال ها قليان مي كشيدند سوژه خوبي شد براي خنديدن به من..؟؟؟؟
داخل ماشين كه نشستم تا كارهاي اداري و فرم هاي پيش رويم را پركنم مثل هميشه كه با خود درگيري دارم به سن خودم شك كردم چراكه تا آنجايي كه يادم مي آمد خود كار بيك را 15 ريال مي خريدم و هميشه از اينكه مادرم براي من استدلر هاي خط دار را كه 20 ريال بود و نمي خريد شاكي بودم چون قديم باور خاصي به خودكار بيك داشتند و روي ان پافشاري مي كردند ماهم كه بچه حرف گوش كني بوديم..
بعد از چند دقيقه فكر كردم اصلااين چيز تازه اي نيست چراكه تا آنجايي كه يادم هست قيمت هاي اجناسي كه من سال هاي قبل مي خريدم و يا نه حتي ماه گذشته خريدم الان جهش هاي شديد تري داشته و اصلا اين موضوع كه ۱۰يا ۲۰سال پيش خودكار اين قيمت بوده ديگه نمي تواند تعجب آوره باشه اما بالاخره آدمي همه طوري ميتونه فكر كنه .
البته با توجه به اينكه هميشه بايد يك نتيجه گيري داشت اين خودكار خريدن هم تجربه اي خوب براي من داشت چراكه ديگه نياز نيست براي شنيدن اين طور چيزها پيش پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها بريم چون خودمون هم مي تونيم اين داستان هاي جذاب را براي بچه هامون تعريف كنيم و نيازي به سن و سال بالا نيست.
البته اين رو هم بگم كه توي اين فكر هابودم كه يكي به شيشه ماشين زد و يك قبض 13 هزارتوماني جريمه براي توقف در محل ممنوع به من داد . يادم آمد اما ول كن ديگه اين موضوع واقعا تكراري.........