سیاسی بازی در خصوص طرح های بزرگ اقتصادی لطمات جبران ناپذیری به مردم و جامعه در سال های گذشته وارد کرده است.لایحه هدفمند کردن یارانه ها که در چند سال گذشته بطور مکرر در خصوص آن صحبت شده ، در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است ، نکته قابل توجه در این خصوص عدم رعایت ملاحظات سیاسی و نبود تفکر ملی در بررسی چنین طرح های بزرگی می باشد.اکنون جناح بندی ها و سیاسی کاری ها نمی تواند مشکلات و چالش های این طرح ملی را حل کند بلکه کار کارشناسی و شنیدن نظرات هر دو طرف و به نقد کشیدن آن می تواند این معمای پیچیده را طوری به سرانجام برساند که همه اقشار جامعه از آن منتفع شوند.مقام معظم رهبری هم بارها تاکید کرده اند که نقد و اطلاع رسانی مناسب در خصوص طرح های ملی و نیز همکاری و تعامل مجلس و دولت می تواند مشکلات را به خوبی مدیریت و حل نماید و همیشه از کارهای کارشناسی و شجاعت در تصمیم گیری ها حمایت قاطعی کرده اند .به نظر می رسد زمان مناسبی است که در این خصوص تمرین جدیدی داشته باشیم و در عین مخالفت های سیاسی با یکدیگر در خصوص تصمیم گیری های کلان به نظرات کارشناسی و منطقی یکدیگر احترام بگذاریم.
هر بار که می خواستم در این مدت چیزی بنویسم به دلایل مختلف تمرکز پیدا نکردم اما به لطف تغییرات انجام گرفته در موج و محول شدن کارهای دیگری به اینجانب ،می توانم با تمرکزی بیشتر به دور و اطراف و مسایل سیاسی موجود نگاه کنم .
بسیاری از اتفاقاتی که در این مدت افتاد ،خیلی چیزها را برای من رسانه ای روشن کرد چرا که توانستیم خیلی از افراد را بشناسیم و بدانیم با چه نیتی در کارها می خواهند ظهور و بروز کنند.البته خیلی از این افراد می گویند که علاقه ای به قدرت سیاسی ندارند اما این موارد به ظاهر فقط جهت ما مطبوعاتی ها ست و در پشت پرده هرکاری می کنند تا به شغل های مورد نظر خود برسند.شاید ما خبرنگاران خوش باوریم که در این هیاهو بیشتر دنبال شکار اخبار ناب هستیم و بازیگران اصلی در جای دیگر در حال نقشه کشی هستند به خاطر همین شغل ها میان ما خبرنگاران تقسیم نمی شود.
اما از خودم بگویم که مدتی است (یعنی 12 روز ) که مسئولیت سنگینی از روی دوش من برداشته شد، البته همیشه در این چندین سال گذشته این طور اعمالی را مشاهده کرده ام و خدا را شاکرم که توانسته ام تا حد مقدورات در به ثمر رسیدن مجموعه هایی که مسئولیت آن بر عهده من بوده نقش داشته باشم و اکنون که شاهد این تغییرات هستم مجموعه ای پرتوان در عرصه اجتماعی در حال فعالیت است.
بطور حتم این یکی هم جز تقدیر خداوند است چون به غیر از او پارتی دیگری ندارم و همیشه تلاش برای موفقیتم ، خود من بودم و بس.
خیلی وقت بود دلم می خواست مطلبی بذارم اما نمی شد. توی این مدت انتخابات هرچه می خوای از انتخاب دهم صحبت نکنی نمیشه.
سرانجام پس از 4 سال از واقعه سوم تير و انتخاب مردم فارغ از جناح بندي هاي كشور، به انتخاباتي ديگر رسيديم كه اكنون با بررسي اتفاقات و مشكلات موجود همه مي دانند كه اين بار با زمان هاي گذشته بسيار فرق دارد چرا كه به نظر مي رسد، پس از پيروزي احمدي نژاد در انتخابات نهم ، مي توان تصور و ايده هاي مختلفي را براي پيروز انتخابات دهم براي خود داشته باشيم.
اما اين بار مي خواهيم از زاويه اي ديگر موضوع را نگاه كنيم چرا كه پس از پايان دوره رياست جمهوري مقام معظم رهبري فقط دوره پنجم و ششم و هشتم مي توانستيم پيش بيني كنيم چه كسي پيروز انتخابات است؟
با نگاهي به دوره هفتم و بررسي وقايع آن روز ها مشاهده مي شود كه تمامي جهت گيري ها و پيش بيني ها به سمت و سوي رييس مجلس وقت يعني آقاي ناطق نوري بود اما به دلايل مختلف سياسي و يا تبليغاتي اشتباه و يا بهره گيري از تبليغات مدرن كانديداي مقابل شاهد پديده اي به نام خاتمي بوديم كه نه تنها داخلي ها را شوك زده كرد بلكه در فضاي بين المللي هم اما و اگرهايي ايجاد كرد .
اين اتفاق در حالي كه توانست فشارهاي بين المللي را نسبت به ايران كاهش دهد اما در داخل با توجه به اتفاقات و پيگيري هاي برخي تندرو هاي داخلي قدرت ،سرانجام خوبي نداشت چرا كه مشاهده شد ، در انتخابات نهم اين پديده نتوانست كمكي به جريان اصلاحات جهت پيروزي در انتخابات بكند و نه تنها شكست خورد بلكه موجبات پيروزي جناح مقابل را نيز فراهم آورد .
اما با بررسي كانديداهاي نهم مي توان فهميد جهت گيري مردم در خصوص انتخابات چگونه مي تواند باشد ، چرا كه ما مردمي داريم كه از لحاظ هوش سياسي در سطح قابل قبولي قرار دارند اما بيشتر مردم براي پيشبرد كارهايشان از كلمه نه بيشتر استفاده مي كنند تا كلمه بله.
در دوره نهم ما هشت كانديدا داشتيم كه هريك به نوعي با توجه به فضاي آن زمان خود را در شرايط كانديداتوري مي ديدند كه يا دآوري شرح حال آن ها با توجه به آن زمان مي تواند خود كمك كننده به پيش بيني انتخاب مردم در دوره دهم باشد.
1- هاشمي رفسنجاني
همانطور كه پيش بيني مي شد پس از يك دوره همكاري با دولت خاتمي ، گروه كارگزاران و تكنو كرات ها با توجه به دوره سازندگي و براي ادامه مسير ايده هاي خود به دنبال جانشيني مناسب براي رياست جمهوري بودند كه پس از كش و قوس هاي فراوان حزبي و تشكيلاتي و همچنين بررسي شرايط و نرسيدن به گزينه اي مطلوب به گزينه سردار سازندگي رسيدند.
ايشان با توجه به اقدامات خود در دوران رياست جمهوري مخالفان و موافقان منحصر به فرد خود را داشت از سويي به دليل سبقه انقلابي و نيز همراهي امام و مقام معظم رهبري بسياري از سابقون سياسي به وي به عنوان يك سياستمدار كهنه احترام مي گذاشتند و از سويي ديگر بسياري از فعالان سياسي كه از نسل دوم بودند به عملكرد اجرايي ايشان ايراداتي را وارد مي دانستند و اصرار داشتند همچنان به عنوان يكي از ستون هاي انقلاب خط ده باقي بماند.
همين امر موجب شد كه بسياري به دليل كم وزن بودن از لحاظ سياسي ساير رقباي ايشان، اورا در آغاز راه پيروز انتخابات بدانند.
2- مهدي كروبي:
وي كه از اغاز انقلاب در پست ها و سمت هاي مختلفي به عنوان امين امام و مقام معظم رهبري فعاليت كرده و به دليل سادگي و نيز اقدامات متعدد در مجلس در اذهان عمومي به عنوان شيخ اصلاحات نامبرده مي شد با توجه به سابقه پيروزي اقاي هاشمي ( رييس مجلس وقت ) در دوره هاي پنجم و ششم پاي به عرصه انتخابات گذاشت .وي كه به سادگي صحبت مي كرد با وعده جالب هر ايراني 50 هزار تومان توانست طرفداران خوبي را براي خود در آن موقوع پيدا كند . اين نوع بيان ساده نيز خود توانست در ميان برخي از مردم هيجان هاي قوميتي را نيز تواست ايجاد كند و در محاسبات سياسي بخشي از ارا را نيز شناسايي كرد.
3- علي لاريجاني
وي با توجه به سابقه فرهنگي خود كه عالي ترين ان رياست سازمان صدا و سيما بود با توجه به حمايت نخبه هاي جناح راست و همراهي و همفكري با ساير نفرات سياسي موثر وارد عرصه انتخابات شد .او كه فيلسوف است با توجه به نظم و انضباط خاص خود مسائل كاري و انتخابات را دنبال مي كرد و با توجه به اين تئوري كه احتمال به دور دوم كشيده شدن انتخابات مي رفت ، خود را در مرحله دوم با توجه به حمايت هاي جناحي و بازار مي ديد و با توجه به تئوري مقابل هاشمي رفسنجاني برنده خواهد شد ، خود را رييس جمهوري بعدي مي دانست.
4- مصطفي معين
همانطور كه پيش بيني مي شد در داخل جريان اصلاحات به دليل عدم چهره سازي پس از خاتمي، در اين انتخابات با خلا نفز مواجه شدند و براي آن كه خاطره سال 76 را كه يك وزير مستعفي توانست پديده شود و راي بياورد را زنده كنند به سراغ وزير مستعفي دوران اصلاحات رفتند تا جوانان و دانشجويان به او راي دهند كه اتفاقي جالب بود كه فقط قشر خاصي به وي راي دادند چرا كه كارگزارن و بخشي از اصلاح طلبان از هاشمي و كروبي حمايت مي كردند.
5-محسن رضايي
فرمانده اسبق سپاه كه پس از فراغت از جنگ تحصيلات تكميلي را به پايان رسانده و در كسوت دبيري مجمع تشخيص مصلحت نظام فعاليت مي كرد با اين ايده كه بجه هاي جنگ مي توانند در دوران صلح افتخار آفريني كنند وارد عرصه انتخابات رياست جمهوري شد اما با بررسي شرايط و نحوه تبليغات نامزدها در دوران تبليغات كناره گيري كرد.
6-محمد باقر قاليباف
فرمانده خوش تيپ و كاري نيروي انتظامي كه پس از سال ها توانست ابهت و نظم را به اين نيرو بياورد، پس از يك بررسي و با توجه به علاقه مردم به نظم و انضباط همراه با جديت به اين نتيجه رسيد كه در فاصله سه ماه مانده به انتخابات استعفا دهد و خود را كانديد كند اما به دلايل تبيلغاتي و اشتباهات درون تشكيلاتي گروه خود نتوانست راي مناسبي بياورد و از دور رقابت ها خارج شد
7- محسن مهر عليزاده
اين فرد به ظاهر ورزشي با توجه به موفقيت تيم هاي ورزشي به دور از توصيه هاي سياسي گروه ها و اعتقاد به راي حاميان ورزشي خود را كانديد كرد . البته به نظر مي آمد كه وي به حمايت از يكي از كانديداها كناره گيري كند اما اين اتفاق نيافتاد و حتي موجبات كاهش راي ديگر نفرات جبهه اصلاحات را نيز فراهم آورد.
8- محمود احمدي نژاد
وي كه فعاليت سياسي بارز خود را از كانديداتوري در انتخابات مجلس هفتم آغاز كرد و پس از ان توانست با گروه خود اداره شوراي شهر و شهرداري تهران را با راي مردم برعهده گيرد، با توجه به فعاليت هاي مردمي و نيز نزديك كردن مديريت هاي كلان به لايه هاي مردم محبوبيتي خاص براي خود ايجاد كند اما بايد اذعان داشت كه هيچ كس فكر نمي كرد كه او با توجه به شعار هايش پيروز انتخابات نهم باشد چرا كه وي خود را وامدار هيچ گروه و جناحي نمي داست كه خود اين موضوع معادلات بسياري را در سطح سياستمداران و پس از انتخاب به هم ريخت.
اما با توجه به تعداد آرا دردوره نهم متوجه مي شويم كه سه كانديداي نزديك تر به لايه هاي مردمي پشت سر هاشمي رفسنجاني معروف قرار گرفتند و با توجه به پيش بيني ها و جو موجود آن زمان كه بر عليه رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بود نفر دوم راه يافته به مرحله دوم با توجه به روحيه مردم ايران كه علاقمند به تغيير بودند و وي نيز كه شعارهاي تغيير مي داد و روشهاي تبليغاتي و مديريتي مردمي داشت ، پيروز انتخابات شد .
حال با پايان مهلت ثبت نام در دوره دهم رياست جمهوري و مشخص شدن كانديداها نمي توان پيش بيني كرد كه چه كسي پيروز انتخابات است چرا كه عوامل موثر ديگري خارج از برنامه هاي انتخاباتي مي تواند در مرحله انتخاب تاثير گذار باشد.
بررسي مواضع 4 كانديداي مشهور ازلحاظ برنامه ها و توان هاي مديريتي مي تواند كمي به حلي اين معادله حل كند.
1- محمود احمدي نژاد
وي كه يك دوره چهار ساله مديريت كلان كشور را به عنوان تجربه براي خود دارد و نيز با توجه به سنت شكني در مديريت ها توانسته وجهه خوبي در لايه هاي مردمي پيدا كند،خود را براي دوره دهم نيز نامزد كرد.
سفرهاي استاني و نيز گسستن حلفه هاي مديريتي و مردمي بودن شاخصه هاي بارز رييس جمهوري 53 ساله كشور است .تمامي حدس ها و پيش بيني ها اكنون بر روي پيروزي او است.
2- محسن رضايي
پس از يك دوره تجربه حضور در اين رقابت ها و نيز حضور در سياست گذاري هاي كلان كشور با طرح ايده هاي جديد اقتصادي و مطالباتي كه بسياري از نخبگان جناح راست از دولت كنوني دارند پا به عرصه انتخابات گذاشته است . وي در اولين اظهار نظرها توانست تا حد مناسبي مخاطبين خوبي براي خود جذب كند.
3 -مهدي كروبي
اين شيخ اصلاحات پس از شکست در دوره نهم همانطور كه قول داده بود با تشكيل حزب اعتماد ملي و چار چوب تشكيلاتي مناسب پا به عرصه انتخابات گذاشت . او كه بسيار عاميانه صحبت مي كند،جز ذخاير انقلاب است و با جذب نخبگان گروه هاي مختلف اصلاح طلب روي برنامه هاي تشكيلاتي خود وارد شده و به نظر مي رسد براي اولين بار يك حزب تازه تاسيس مي خواهد در اين عرصه با معرفي برنامه هاي خود شخصيت اجرايي كشور را نيز معرفي كند.
4-مير حسين موسوي
نخست وزير سال هاي دفاع مقدس با توجه به خصوصيات شخصيتي خود اين بار با شعار نگران از وضعيت كنوني وارد عرصه انتخابات شده است . كه خود توانست شوك عظيمي به هر دو جناح قدرتمند كشور وارد كند چرا كه هنوز هم به دليل بيست سال سكوت نمي دانيم او از لحاظ اجرايي و ايده ها چگونه فكر مي كند. اين سوال پيش آمده كه وي اصولگراست و يا اصلاح طلب.
به نظر مي رسد كه او با اين تصور كه مي تواند پديده شود وارد، اين عرصه شده است و مي خواهد با تهييج راي هاي خاموش و جذب تعدادي از آراي ساير رقبا خود را در مرحله دوم و درنهايت در انتخابات پيروز شود.
مردم كشور ما بر خلاف تصور در شرايط هاي مختلف سياسي ديده شده است كه تصميمات غير پيش بيني مي گيرند و همه جهانيان را غافلگير مي كنند .بايد اين دوره را از هرجهت حساس دانست چرا كه انتخاب هريك از كانديداها مي تواند تاثيرات زيادي در سرنوشت كشور بگذارد چراكه پس از اين رقابت ها به نظر بسياري از معادلات كنوني موجود در جناح هاي سياسي به هم مي خورد و بسياري از انها از صفحه سياسي كشور به كلي حذف مي شوند.
با بررسي شرايط در چند ماهه گذشته ديده مي شود گزينه ديگري به نام لاريجاني به عنوان يكي از افراد موثر در تصميم گيري هاي كلان كشور مي تواند در اين انتخابات بسياري از پيش بيني هارا به هم بريزد چراكه در اين چند وقت گذشته ديده شده كه سرنوشت بسياري از اقدامات را تغيير داده است.
او با انتخاب مردم قم به مجلس رفت و حال به عنوان رييس مجلس شوراي اسلامي تعيين كننده بسياري از جهت گيري ها در تصميمات است . وي به عنوان فردي كه معتمد نظام و بسياري از گروههاست در اين انتخابات مي تواند كفه ترازوي آرا را به نفع يكي از كانديداها سنگين تر كند، بايد منتظر ماند و ديد كه گروه تشكيلاتي وي و تصميمات لاريجاني چگونه مي تواند تاثير در انتخاب مردم بگذارد.

در خصوص دير كردنم براي گذاشتن مطلب بهانه اي ندارم و شايد هم يك جورايي داشتم با خودم لج مي كردم تا با توجه به اتفاقات سياسي و انتخابات پيش رو از اين به بعد صحبت هاي خودموني سياسي را با توجه به آمدن ها و نيامدن ها تنظيم كنم اما مطلب يكي از همكارانم را سياه مشق كه خواندم نتونستم چيزي ننويسم .
با نگاهي به اوضاع سياسي كشور و چرخي در مكان هايي كه بيشترين نقل و انتقال خبر را دارند، متوجه اين موضوع مي شويم كه همه تريبون هاو قدرت هاي كلامي براي مردم و خدمت رساني به آنها و تبليغ در اين خصوص است چرا كه سرنوشت اجرايي كشور چند ماه آينده مجددا به راي گذاشته مي شود.
براي ما خبرنگارا برخي مواقع بهترين مكان براي كسب اخبار توي اتوبوس و تاكسي هاست .ديروز كه به لطف همسر خوبم از سوار شدن بر ماشين محروم شدم و به خاطر چربي خون بالا و همچنين اضافه وزن به توصيه دكتر ها در خصوص پياده روي عمل كردم برايم روز خاطره انگيزي بود.
طرح تحول اقتصادي از زواياي مختلف از سوي بسياري از صاحب نظران با نقدهاي مختلفي مواجه گشته است. نبودن چارچوب و سرعت در اجراي آن مزيد برعلت شده است تا بدون در نظر گرفتن شرايط جامعه و فرهنگ آن، هراز گاهي در رسانهها گوشهاي از اين طرح "ناقص" اعلام شود.
اگرچه در خصوص فرق تحول و انقلاب اقتصادي از سوي مسئولين پاسخ مناسبي شنيده نشده است، اما ظاهراً مسئولين اين طرح را در راستاي فرموده مقام معظم رهبري "اجرايي شدن اصل 44 يك انقلاب اقتصادي خواهد بود" ميدانند.
طي چند سال گذشته از سوي مجلس، دولت و بسياري از تصميم گيران طرحهايي ارائه شده است كه پس از آزمون و خطا و ايجاد بحران در جامعه به يكباره متوقف شده و به بايگاني سپرده شده است، مانند طرح تثبيت قيمت، ماليات بر ارزش افزوده و... كه همه آنها شوكهاي سنگيني را به جامعه وارد كرد. جالب آن كه در تمام طرحهاي ارائه شده هيچگاه تبعات و هزينههاي تحميل شده به جامعه از سوي مراجع قانوني ارزيابي نشده است. اكنون با توجه به تورم موجود و بحران اقتصادي جهان و اعلام صدها باره افزايش مصرف انرژي در كشور و نيز در راستاي طرح تحول اقتصادي، پيشنهاد حذف تعيين حداقل دستمزد از سوي دولت در محافل عمومي اعلام شده است كه به دليل حساسيت و پيچيدگي بدون شك اثرات نامطلوبي در سطح افكار عمومي بر جاي خواهد گذاشت.
در چنين طرحهايي كه مورد تاكيد تمامي كارشناسان و صاحب نظران است، تمامي جوانب اين طرح پس از بررسي كامل بايد اجرايي شود؛ چرا كه تبعات اين اقدام چنانچه بدون ساز و كار مناسب و فرهنگ سازي مانند اجراي يكباره قانون ماليات بر ارزش افزوده شوك شديدي به جامعه وارد ميكند و عواقب اجتماعي آن بسيار خطرناك خواهد بود. اينگونه تصميمات با درآمد و هزينه زندگي خانوارها ارتباط مستقيمي دارد و تبعات اين التهاب كنترل شدني نيست.
اكنون به دلايل مختلف از قبيل كاهش درآمدي بودجه با توجه به كاهش شديد قيمت نفت به همراه مشكلات بخش خصوصي در خصوص جذب سرمايه گذاريها و حضور كم رنگ در فعل و انفعالات اقتصادي كشور، و نيز اقتصاد به شدت دولتي كه اجازه رقابت و درآمدزايي را به بخش خصوصي نميدهد، در صورتي كه حداقل دستمزدها بر اساس روند موجود تعيين نشود، التهاب شديدي در سطح جامعه و محيط كار ايجاد ميشود كه ضمن توقف توليد و رشد و توسعه كشور، نابساماني گريبانگير اوضاع كاري كشور ميشود.
تعيين حداقل دستمزدها با حضور تمامي افراد مشمول در ايران قدمتي 60 ساله دارد. تكرار اين موضوع كه افزايش دستمزد باعث افزايش قيمتها ميشود و توقف اين ماده ميتواند عامل ثبات قيمتها شود، دقيقا تكرار موضوعي طرح تثبيت قيمتهاست. با اجراي اين طرح نه تنها تورم كاهش نيافت، بلكه روال معمول افزايش قيمتها كه سالي يكبار اتفاق افتاد كاملاً بر هم خورد و شاهد تورم جهشي در اين خصوص در سالهاي اخير بوده و هستيم.
در ادعاي افراد براي طرح چنين پيشنهادي مشاهده ميشود آنها معتقدند اين توقف اهرمي جهت جلوگيري از افزايش قيمت است و با توجه به تجربههاي جهاني اين بدترين اهرم ممكن براي جلوگيري از افزايش قيمتهاست.
به نظر ميرسد با توجه به بحران مالي در جهان و كاهش قيمت نفت، اجراي به يكباره چنين موضوعي اكنون به صلاح كشور نيست و به طور حتم مشكلات بيشتري در سطح جامعه ايجاد خواهد كرد. در صورت اجراي اين طرح، واكنشي شديدتر از واكنش بازاريان را در خصوص اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده در خصوص توقف تعيين حداقل دستمزدها از سوي جامعه كارگري و به تبع آن جامعه را شاهد خواهيم بود. در كنار از بين رفتن اثرات موثر طرح تحول اقتصادي، شايد مجبور شويم مانند قانون ماليات بر ارزش افزوده اجراي طرح را متوقف كنيم و تا سالها اثرات اين موضوع را در سطح جامعه به وضوح احساس كنيم.
هرگونه تغيير در نحوه پرداخت دستمزدها بايد به گونهاي باشد كه از لحاظ اقتصادي و اجتماعي موجب تزلزل ارتباطات و تعاملات موجود مابين كارگر و كارفرما نشود. عدم برخوداري از حداقلهاي زندگي و نداشتن سهم در اجراي امور به تدريج و با گذشت سالها مشكلي بزرگ ميشود كه ميتواند به سازمان و زنجيره توليد آسيب جدي و غير قابل جبراني برساند. تعيين خط فقر و خط رفاه براي كارگران و كارمندان در تجربههاي بينالمللي در اين راستا انجام گرفته است و ضمن ارج نهادن به كرامت انساني، حقوق افراد نيز در اين خصوص درنظر گرفته شد و مبناي قانون كار نوشته شده در آن سالها بر اين اساس بوده است.
درست است كه قانون كار فعلي با مشكلات جدي مواجه است، اما نداشتن قانون و يا سليقهاي و فصلي اجرا كردن آن ميتواند خطراتي را براي نظام ايجاد كند. فرهنگ و نحوه زندگي ما ايرانيان بارها ثابت كرده است آزمون و خطا در اجراي امور مرتبط با معيشت مردم نميتواند گزينهاي مناسب در اجراي طرحهاي كلان كشوري باشد.
به ياد دارم كه 5 سال پيش كه خبرگزاري موج را با همت و ايده دكتر اميني راه اندازي كرديم به دليل اينكه نتوانتستيم در نمايشگاه مطبوعات آن سال به دلايلي شركت كنيم بسيار ناراحت شديم ، چون فكر ها و ايده هاي بسياري داشتيم كه مي توانستيم عرضه كنيم اما نشد.!!!