تبليغاتX
نسـل نو
غول گراني و من سردبير
بازار تهرانبيشتر كارمندان دولت و مردم حقوق بگير از شب عيد و به دنبال آن خريد هاي نوروزي  وحشت دارند چراكه اولش خيلي خوشحال به دريافتي هاي فوق العاده زياد خود هستند و بي پروا به عيال جان ميگن هرچي مي خواي امسال بخر اما بعد كه بازار مي رن و مي بينند اين موضوع مثل پروژه  آزاد راه تهران شمال يعني هرچي بيشتر در مي آري از اون طرف اين كاسب هاي ..... اجناسشون را گران مي كنند طولاني است تازه ميفهمن كه مورچه اي در اين بازار نيستند.
البته اين همه ذوق زدگي دليلش  اينه كه اين بنده خداها تا به حال اين همه  صفر در حساب هاي شخصي خودشان نديده اند چونكه بيشتر اوقات پس از كسر اجاره خانه ، قشط ماشين ، قسط فرش خانه ، قسط ..... فقط چند تا صفر ناقابل باقي مي مومنه كه ان هم سوپري و قصابه و ...... همه را بر مي داره و فقط بليط هاي اتوبوس شركت واحد كه اگر كارايي داشته باشه( چون همه يواش يواش دارند پولي ميشن) براي كارمندان مي مونه تازه  آن هم هم تاثير زياد براي تردد شهري نداره.
اما امسال كه خودم درگير چندتا كار مثل خبرگزاري و روزنامه و مجله و هزار تاي ديگه بودم فكر مي كردم بالاخره به عنوان يك سردبير مي تونم با هنر مديريت خبري و ساير ملزومات فكري اهل قلم بودن خريدهاي شب عيد را با سرافرازي انجام دهم اما به نيمه راه كه رسيدم متوجه شدم هيچ كدام از اين موضوع ها نمي توانند كمر گراني را بشكنند و يواش يواش فهميدم اصلا هيچكي ارزش كارهاي خبري را نمي دونه و همه مقالات و خبر ها و گزارش هاي كه ما ميديم تنها اثرگذاريش در خانه تكاني عيد بوده است به خاطر همين تا ساعت ها دفتر خبرگزاري و روزنامه مي مانم تا يه طوري از خريد هاي شب عيد فراركنم تا يك زماني بالاخره تا عيد معجزه اي رخ دهد خلاصه اينكه اگر نظري و پيشنهاد بهتري دارين به من ارائه دهيد تا از اين مشكل نيز مانند خودكفايي در توليد محصولات و  صادرات محصولات به كشورهاي ديگر با هم عبور كنيم .
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 18:19 توسط سید محمد حسین استاد / | موضوع: اجتماعی