يكي از موهيت هاي شعل خبرنگاري و به قولي اهل قلم بودن هديه لوازم التحرير به صورت هاي مختلف است به ويژه خودكار و متعلقات ان اما با توجه به اينكه مشغله هايم اين چند وقته زياد شده براي كاري اداري نياز به خودكار پيدا كردم اما هرچه كيف همراه و داخل ماشينم را گشتم از ان هداياي تبليغاتي خبري نبود به ناچار چون كار واجبي داشتم و حتما خارج از ان محل مورد نظر چيزي را بايدمي نوشتم مجبور شدم به دنبال بقالي بگردم تا خودكاري از ان بخرم.
با عزمي راسخ وارد مغازه شدم و با لبخند تقاضاي خود كار كردم اما چون مدتي بود اين جور وسايل را نخريده بودم با شنيدن قيمت 150تومان جا خوردم و خود اين موضوع يعني تغيير چهره و صداي لرزانم به نظرم براي صاحب مغازه و دوستانش كه يواشكي پشت يكي از يخچال ها قليان مي كشيدند سوژه خوبي شد براي خنديدن به من..؟؟؟؟
داخل ماشين كه نشستم تا كارهاي اداري و فرم هاي پيش رويم را پركنم مثل هميشه كه با خود درگيري دارم به سن خودم شك كردم چراكه تا آنجايي كه يادم مي آمد خود كار بيك را 15 ريال مي خريدم و هميشه از اينكه مادرم براي من استدلر هاي خط دار را كه 20 ريال بود و نمي خريد شاكي بودم چون قديم باور خاصي به خودكار بيك داشتند و روي ان پافشاري مي كردند ماهم كه بچه حرف گوش كني بوديم..
بعد از چند دقيقه فكر كردم اصلااين چيز تازه اي نيست چراكه تا آنجايي كه يادم هست قيمت هاي اجناسي كه من سال هاي قبل مي خريدم و يا نه حتي ماه گذشته خريدم الان جهش هاي شديد تري داشته و اصلا اين موضوع كه ۱۰يا ۲۰سال پيش خودكار اين قيمت بوده ديگه نمي تواند تعجب آوره باشه اما بالاخره آدمي همه طوري ميتونه فكر كنه .
البته با توجه به اينكه هميشه بايد يك نتيجه گيري داشت اين خودكار خريدن هم تجربه اي خوب براي من داشت چراكه ديگه نياز نيست براي شنيدن اين طور چيزها پيش پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها بريم چون خودمون هم مي تونيم اين داستان هاي جذاب را براي بچه هامون تعريف كنيم و نيازي به سن و سال بالا نيست.
البته اين رو هم بگم كه توي اين فكر هابودم كه يكي به شيشه ماشين زد و يك قبض 13 هزارتوماني جريمه براي توقف در محل ممنوع به من داد . يادم آمد اما ول كن ديگه اين موضوع واقعا تكراري.........